سر نعش حسین زینب به زارى
بگفتا اى برادر سر ندارى


به قربان لب خشکت برادر
مگر عباس آب آور ندارى


تو بودى وارث ملک سلیمان
چرا انگشت و انگشتر ندارى


به کهنه پیرهن کردى قناعت
چرا آن پیرهن بر تن ندارى