اکنون بیش از صد و هفتاد سال است که از عمر شریف مولا و آقای ما حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) می گذرد.

     آن مولا و سروری که همه ی خوبان به او افتخار کرده اند وخوبان هر چه دارند در وجود مقدس او جمع است. آن امام زمانی که انبیاء و اولیاء آرزوی ظهورش را داشته اند. آن آقایی که اهل بیت (علیه السلام) او را ثمره ی همه ی تلاش ها و زحمت های خویش خوانده اند و آن خوشید تابناکی که جهان به نورش روشن می گردد. اکنون صد ها سال است که در پس پرده ی غیبت مخفی شده و به خاطر غیبت و بی توجهی ما ظهور ننموده است. آن امام عزیزی که حضرت رسول اکرم (ص) همواره با عظمت از او یاد نموده و سعادت واقعی را از آن یاران و منتظران او می دانستند و یاران آن حضرت را برادران واقعی خویش می خواندند و تا کید می نمودند که هر کس او را انکار کند مرا انکار کرده است. گاهی اوقات نیز با حالتی خاص به حضرت زهرا (علیه السلام) نگاه نموده و خطاب به ایشان می فرمودند:"قسم به خدایی که جانم در دست اوست چاره ای نیست برای این امت مگر به وجود مقدس حضرت مهدی و او از فرزندان توست.آن آقای بزرگواری که حضرت فاطمه ی زهرا (علیه السلام) سعادت و خوش بختی واقعی انسان را در دوستی و محبت آن حضرت برشمرده و فرموده اند خوشا به حال کسی که محب و عاشق امام زمانش باشد.

     آن سید وسالاری که مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) در فراقش بار ها از درون دل آه می کشید و در حالی که اشک از دیدگان مبارکش جاری می شد می فرمود: "آه، چقدر دوست دارم او را زیارت کنم." و باز می فرمود: "صاحب این امر تنها و یگانه و غریب است."

     و نیز می فرمود: "پدر و مادرم به فدای او باد"

     آن ماه تابانی که حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) وقتی نام مقدسش را می شنود قیام نموده و دست مبارکش را بر روی سر گذاشته و سه مرتبه می فرمایند: "صلی الله علیه" و برای فرج آن حضرت دعا می نمایند.

     آن ستاره ی نور افشانی که امام جواد (علیه السلام) در فراقش وقتی نام او را می برد گریه ی شدیدی می کند و برای مظلومیت و غربت او در آخر الزمان گریه می نماید.

     آن شهاب ثاقبی که امام هادی (علیه السلام) به پیروان آن حضرت سفارش می فرمایند که همواره چشم به راه و منتظر امام زمانتان باشید و از او غفلت نکنید.

     آن گوهر یکتایی که امام عسگری (علیه السلام) او را آقای اهل بیت می خواند و بسیار تعظیمش می دارد.

     آن عزیزی که از دیدگان پنهان است ولی هیچ چیز بر او پوشیده نیست، همه چیز را می بیند و از حال همه با خبر است.

     آن بزرگی که حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) سالیان سال در انتظار ظهورش لحظه شماری می کند و آرزو دارد که آن حضرت ظهور نماید تا در رکاب او جهان را پر از صلح و دوستی نماید. آن امام با عظمتی که حضرت خضر نبی (علیه السلام) که معلم و استاد حضرت موسی (علیه السلام) است و ولایت علمی بر بسیاری از انبیای الهی دارد به این افتخار می کند که نوکر و خادم درگاهش باشد.

     او که وجه الله و واسطه ی فیض خدا بر تمام عالم است، او که در شأنش فرموده اند: "بیمنه رزق الوری" یعنی به یمن وجود او خدا بندگانش را روزی می دهد. او که به خاطر وجود مقدسش خدا بر اهل زمین باران می بارد و به خاطر حضور او در کره ی زمین، زمین آرام است و اهلش را فرو نمی برد.

     آن قبله ی عشقی که وجود مقدسش همچون کعبه است و همه ی موجودات باید به دور آن وجود مقدس طواف کنند.

     آن آب حیاتی که بی حضور او همگان می میرند، گل ها می خشکند، پر ها می ریزند، سر ها می سوزند و دل ها می پوسند.

     آن محبوبی که با غیبتش دل ها ابری و چشم ها بارانی است و با ظهورش اهل زمین و آ سمان و حتی ماهیان دریا و مرغان هوا خوشحال و مسرور می گردند.

     آن امام عزیز و مهربان که صاحب زمان و مکان است، ولی عصر و ولی امر است، خورشید شب است، خورشید مکه است، منجی انسان هاست، طراوت بخش خواب آلودگان و حیات بخش مردگان است و او که یگانه حجت خدا بر روی کره ی زمین و امام مبین است چرا غایب است؟!!!

     او که ملائکه افتخار خدمت درگاه او و حتی افتخار خدمت در نزد دوستان و شیعیان او را دارند چرا باید آنچنان مورد غفلت ما واقع شوند که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) که خود غریب و زندانی بغداد است در مورد آن حضرت بفرمایند: "او طرد شده است، او غریب واقعی است، او تنها و غایب از اهل است..."